أمثال عراقية عامية و مصاديقها بالفارسية
السمک بالحصاد ومنجلک مکسور:
آش نخورده و دهن سوخته![]()
لا اتسوی زین ما یجیک شر!:
آمدیم ثواب کنیم کباب شدیم![]()
اللی یرید شیی یعوف شیی:
هرکسی طاووس خواهد جور هندوستان کشد.
البعبه طلی یمعمع......
چوب را که برداری گربه دزده فرار میکنه
احفظ دارک لا اتخون جارک:
مالت را محکم بگیر همسایه ات را دزد نگیر.
الفگر فوگ الجمل والچلب عظه:
هرچه سنگه زیر پای آدم لنگه
اجه ایکحلهه(ایطببه)اعماها...
آمد زیرابروش را برداره چشمش راکور کرد.
ایراویه حنطه ایبایعه اشعیر:
گندم نمای جو فروش.
ایبیع طیرالبلسمه....
پوست خرس نزده می فروشه.
امشی ورا الیبچیک لااتمشی ورا الیضحکک:
دوست آنست که بگریاند،دشمن آنست که بخنداند.
اصابعک ماهن سوه....
پنج انگشت برادرند ولی برابر نیستند.
اشما اتفصل احنه نلبس....
ریش و قیچی دست شماست.
حبایه و مفشوگه....
مثل سیبی که دونصف کرده باشند.
اصبر والصبر مبروک تالیه:
گر صبرکنی زغوره حلواسازی.
المگروص حیه ایخاف من جرت الحبل:
مارگزیده از ریسمان سیاه وسفید میترسه.
الیرافج الحمیر اربعین یوم یتعلم الشهیج والنهیج:
اسب و خرایکجا ببندند همبو نشند همخو میشند.
گوم(قوم)الساعدت ماذلّت:
آری به اتفاق میتوان جهان گرفت.
مثل دهن ودبس.....
میانه شان شیر وشکر.
اتبر بش ولاعمه.....
کاچی بعض هیچی.![]()