السمک بالحصاد ومنجلک مکسور:

آش نخورده و دهن سوخته

 

لا اتسوی زین ما یجیک شر!:

آمدیم ثواب کنیم کباب شدیم

 

اللی یرید شیی یعوف شیی:

هرکسی طاووس خواهد جور هندوستان کشد.

 

البعبه طلی یمعمع......

چوب را که برداری گربه دزده فرار میکنه

 

احفظ دارک لا اتخون جارک:

مالت را محکم بگیر همسایه ات را دزد نگیر.

 

الفگر فوگ الجمل والچلب عظه:

هرچه سنگه زیر پای آدم لنگه

 

اجه ایکحلهه(ایطببه)اعماها...

آمد زیرابروش را برداره چشمش راکور کرد.

 

ایراویه حنطه ایبایعه اشعیر:

گندم نمای جو فروش.

 

ایبیع طیرالبلسمه....

پوست خرس نزده می فروشه.

 

امشی ورا الیبچیک لااتمشی ورا الیضحکک:

دوست آنست که بگریاند،دشمن آنست که بخنداند.

 

اصابعک ماهن سوه....

پنج انگشت برادرند ولی برابر نیستند.

 

اشما اتفصل احنه نلبس....

ریش و قیچی دست شماست.

 

حبایه و مفشوگه....

مثل سیبی که دونصف کرده باشند.

 

اصبر والصبر مبروک تالیه:

گر صبرکنی زغوره حلواسازی.

 

المگروص حیه ایخاف من جرت الحبل:

مارگزیده از ریسمان سیاه وسفید میترسه.

 

الیرافج الحمیر اربعین یوم یتعلم الشهیج والنهیج:

اسب و خرایکجا ببندند همبو نشند همخو میشند.

 

گوم(قوم)الساعدت ماذلّت:

آری به اتفاق میتوان جهان گرفت.

 

مثل دهن ودبس.....

میانه شان شیر وشکر.

 

اتبر بش ولاعمه.....

کاچی بعض هیچی.